تجربه ی زندگی یه هنرمند مستقل

سه سالی میشه به طور جدی هدف های هرسالم رو مینویسم.

قبل از شروع سال، سالنامه میخرم و وقتی وارد سال جدید میشیم، میرم سراغ آخرین روز، و هدف های سال جدیدمو توی آخرین روز مینویسم، تا درنهایت آخر سال ببینم به چقدر از اهدافم تونستم برسم.

سال گذشته حدودا به ۹۰ درصدشون رسیدم و از این بابت خوشحالم.

من هر روز که میگذره، تک تک کارهای مهم هر روزم رو توی صفحه ی خودش مینویسم.

اگه یه روز وقت گذاشتم و چیز جدیدی یاد گرفتم، اگه کتاب جدیدی تموم کردم، اگه پروژه ی جدیدی گرفتم، اگه قرار کاری ای داشتم یا قراره داشته باشم، اگه ورزش کردم، اگه دستمزدم واریز شد و اگه چیزی خریدم (منظورم خرید وسایل خونه نیست، وسایلی مثل ابزار برای کارام) همه و همه ی اینها رو‌ مینویسم.

سوال براتون پیش میاد که چرا مینویسم ؟!

آدمایی که منو از نزدیک میشناسن میدونن حافظه قوی ای دارم، اما مطمئنا قوی ترین حافظه ها هم این جزییاتِ هر روز ضربدر تک تک روزهای سال یادشون نمیمونه.

الان سوال پیش اومد که اصلا چه اهمیتی داره یادت بمونه؟!

باید یادم بمونه تا بتونم نقاط ضعفم و قوتم رو پیدا کنم. باید یادم بمونه تا متوجه بشم هر روز چه مقداری بهره وری دارم، چه مقداری از روزم با کار مفید میگذره، چه مقدارش هدر میره. باید یادم بمونه تا بتونم روز بعدی تلاشم رو بیشتر کنم، برنامه ریزیمو قوی تر کنم تا بتونم روز مفید تری داشته باشم.

پ.ن: میون همه ی روزهای سال، همیشه روزهایی هم هستن که حوصله ی انجام کار نیست، دل و دماغش نیست، یه روزایی هستن که به “هیچی” میگذرن، با اون روزا که برای همه پیش میاد کاری نداریم، من روزهایی از این دست رو فقط مینویسم “ناخوش”

پ.ن۲: درسته توی پینوشت بالا گفتم با این روزها کاری نداریم، اما توی این سه سال و با نوشتنشون، سعی کردم حتی مقدار این روزها رو کم کنم!

خوب اصلا فایده ی این کارا چیه ؟!

برای کسی که داره فریلنس کار میکنه و سر ماه خبری از فیش حقوقی و ساعات اضافه کاری و تنظیمات کارمندی نیست، نیازه که حتما کارها جایی ثبت بشه.

فریلنس کار کردن اصلا به این معنایی که جا افتاده “یه آدمِ ژولی پولی پشت کامپیوترش نشسته” نیست !
فریلنس کار کردن هم نیاز به این داره که یه سری اصول رو رعایت کنید.
بعضی از فاکتورها وابسته به شرایط زندگیتونه، مثلا من دیدم خیلی از دوستان میزکار و تختشون کنار همه و وقتی خسته میشن یا کارشون پیش نمیره، سریع میرن استراحت کنن، خواب آلود میشن یا مشغول گوشی میشن و دیگه از فضای کار کردن میان بیرون.

به همین خاطر ما اتاق کار داریم توی خونه مون و فقط توی این اتاق کار کنیم.

یه اتفاق مهم دیگه هم اینه که من تک تک کارهایی که باید اون روز انجام بدم رو توی برگه مینویسم و هرکدومشونو که اون لحظه حوصله انجامشونو داشته باشم، انجام میدم، اینطوری دیگه سردرگم نمیشم که از کجا شروع کنم.
یه جورایی تکلیفم با خودم مشخصه.

و نکته ی آخری که میخوام بگم اینه که سلامتی برای ماهایی که مدت زمان زیادی از روز رو نشستیم، و زیاد تحرک نداریم و به گردن و کمر و دست و چشممون فشار میاد اهمیت بیشتری پیدا میکنه و باید دغدغه بشه برامون تا رفعش کنیم.
من حدودا یک ساله که به برنامه ی روزانه م پیاده روی اضافه کردم و شش ماه هم هست که یوگا و بدمینتون رو اضافه کردم تا برای سلامت بیشتر بدنم قدم بردارم.

مدت هاست یه قمقمه ی حدودا یک لیتری روی میز کارم همراهیم میکنه که روزی دو تا سه بار پر و خالی میشه تا مطمئن باشم به اندازه کافی آب مینوشم.

اینها بخشی از تجربیات من با سبک زندگی هنرمند مستقله، و امیدوارم جواب سوالهایی که ازم پرسیده بودید و نرسیده بودم جواب بدم رو گرفته باشید 🙂

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Fill out this field
Fill out this field
Please enter a valid email address.
You need to agree with the terms to proceed

Menu